تمامیت به معنی صادق بودن و پایبند بودن به اصول اخلاقی است. شخصی که تمامیت دارد، حتی در جایی که هیچکس غیر خودش نیست، کار درست را انجام میدهد. بررسی تمامیت برای یک شخص به میزان تعهدش به حرفی که میزند یا قولی که میدهد، بستگی دارد؛ نه چیزی بیشتر از آن است و نه کمتر. برای اینکه فرد تمامیت داشته باشد، حرف و قول آن شخص باید (همانطور که در فرهنگ لغت تعریف شده است) کامل، جامع، بی کموکاست، بدون نقص، خردمندانه و در شرایط مناسب باشد. سؤال این است که چگونه تعهد نشاندهنده تمامیت شماست؟
- آنچه گفتهاید انجام میدهید.
- آنچه میدانید انجام میدهید.
- آنچه توسط همه کسانی که میخواهید با آنها رابطهای کارا و پویا داشته باشید از شما انتظار میرود انجام دهید (درخواستهای بیاننشده از شما)
- آنچه میگویید همان میشود.
- سر حرف خود هستید.
- استانداردهای معنوی، اخلاقی و قانونی
جوزف بی وایرسلین درباره تمامیت میگوید:
تمامیت انجام کار درست و خوب بدون توجه به نتایج به دست آمده است.
هفت خصوصیتی که نشان میدهد ما فرد با تمامیتی هستیم:
شاید از خود بپرسید که آیا من تمامیت دارم یا خیر؟ چگونه متوجه شوم؟ ما در این بخش به هفت مؤلفه میپردازیم که اگر آنها را در خود دیدید، فرد با تمامیتی هستید.
۱) صداقت: یعنی بیان حقیقت و عدم سوءاستفاده از دیگران است.
- لازم نیست اطلاعات غیرضروری را به اشتراک بگذارید.
- صداقت یعنی کاری را انجام دهید که به نفع همه باشد.
- گاهی بهموقع بودن ارتباط صادقانه بهاندازه مضمون آن لازم و ضروری است.
۲) احترام: همه ما در بسیاری از موقعیتها شاهد رفتارهای بیپروا و گستاخانه دیگران بودهایم و به عواقب آن آگاهیم.
- احترام لزوماً فرصتی برای بیان نگرانیها یا علایق طرفین است؛ یعنی به آنها هم این حق را بدهیم که شک کنند.
- بهمحض اینکه همه در این مسیر قرار گیرند، خواهید دید که احترام در تمام فرایند جاری میشود.
- به دنبال اطلاعات باشید سؤالات مؤدبانه بپرسید، به شخص مقابل فرصت دهید تا صحبت کند و توضیح دهد.
- احترام فقط زمانی به دست میآید که تلاش متقابل انجام شود.
۳) اعتماد: ایجاد اعتماد زمانی ایجاد میشود که مردم قابلیت اطمینان و تعهد مثبت خود را نشان دهند.
- در این مورد قدرت اقدامات فراتر از قدرت کلمات است؛
- یعنی اگر شما این جمله را سرلوحه کارتان قرار دهید: «به من نشان بده»، بهتر از استفاده مکرر از جمله «به من اعتماد کن» است. سعی کنید همیشه آماده پاسخگویی برای اعمال و اقدامات خود باشید.
۴) غرور: اگرچه اغلب این مؤلفه را ناسالم میدانیم مخصوصاً زمانی که با «حقانیت» آمیختهشده باشد؛
اما منظور ما از غرور در بحث تمامیت کاملاً متفاوت است؛ در اینجا به معنی توجه به انتظارات خود و دیگران است. به عبارتی نشان دادن اشتیاق، تعهد، قدردانی و پاسخگویی به آنچه باید انجام شود. شاید بتوان این مورد را بهعنوان توجه به نتیجه، تلاش زیاد و دانستن این که شما تغییر ارزشمندی ایجاد کردهاید، توصیف کرد.
غرور و افتخار از این جنبه فوقالعاده به نظر میرسد که شما میدانید یک کار بهخوبی انجام شده است. در این صورت خیلی زود احساس انرژی کرده و میخواهید کارهای بیشتری انجام دهید.
۵) مسئولیتپذیری: نشان دادن مسئولیتپذیری بسیار با اعتماد در تمامیت هماهنگ است.
- اگر مسئولیتی را میپذیرید، سعی کنید که حتماً به آن عمل کنید.
- شما یک فرد باپشتکار خواهید بود که به هر چیزی که به او واگذار شده است، متعهد و مسئول بوده است.
- آیندهنگر باشید.
- مسئولیتپذیری شما نهتنها به نفع خودتان است بلکه این نفع به دیگران نیز میرسد.
۶) سر حرف خود ماندن: عمل کردن به وعدهها در نشان دادن تمامیت بسیار حائز اهمیت است.
تصور کنید کسی به شما قول دهد کاری را در زمان مشخصی به انجام رساند؛ اما متوجه میشوید که هیچ کاری تا آن زمان صورت نگرفته است. میتوانم درک کنم که این حس واقعاً ناامیدکننده است. چه کسی میتواند با این حجم از بدقولی بهاصطلاح، دوام آورد؟
در این صورت دیگر کسی روی او حساب نخواهد کرد. یا اصلاً شما صادق و معتمد باشید با رعایت نکردن این مورد کمکم شانس کسب مؤلفههای دیگر تمامیت را از دست خواهید داد. حال اگر به هر دلیلی قادر به تحویل بهموقع کار در زمان مقرر نیستید تا آنجا که میتوانید پیشقدم باشید، ارتباط برقرار کنید و راهی برای بهبود و جبران پیدا کنید.
۷) کمک به دیگران: موفقیت در این مؤلفه و نشان دادن تمامیت، زمانی محقق خواهد شد که بتوانیم روزانه این عبارت را با خود چندین بار تکرار کنیم: «آیا امروز میتوانم جور دیگری به دیگران کمک کنم؟»
انسانها اغلب زمانی حس مفید بودن دارند که بدانند کسی به کمک آنها نیاز دارد. البته، همه ما اهدافی داریم که باید به آنها برسیم و کارهایی را باید انجام دهیم، چه در تعامل با دیگران و چه در سایر موارد.
این موضوع از این منظر اهمیت دارد که فرد متوجه میشود کسی او را درک کرده است و نسبت به آنچه به آن احتیاج دارد، آگاه است؛ این موضوع میتواند ایده خوبی برای رفع مشکلات به شما بدهد. لازم نیست که کمک شما حتماً یک حرکت بزرگ باشد؛ جای خود را به افراد سالمند دادن در وسایل نقلیه عمومی، یا کمک به فرد برای عبور ایمن از خیابان، یا تهیه غذا برای یک خانواده نیازمند همه اینها یعنی تمامیت.
چگونه یک فرد، کامل و تمام عیار میشود؟
شاید مهمترین جنبه نداشتن تمامیت این است که فرد خود ضرر میکند. در حقیقت وقتی شما حرف خود را میزنید و تعهدی را عنوان میکنید؛ اگر روی حرف خود بمانید، به خود و دیگران احترام گذاشتهاید، با خودتان در صلح بوده و بنابراین از جایی که با دیگران و جهان در صلح هستید، حتی با کسانی که با شما مخالفاند یا ممکن است شما را تهدید کنند نیز با مسالمت رفتار خواهید کرد.
شما بدون ترس از شخصیت و فردیت خود زندگی میکنید، این همان شخصیتی است که شما به عنوان یک فرد آن را دارید. دیگر هیچ ترسی برای از دست دادن تحسین و تأیید دیگران وجود ندارد. مجبور نیستید محافظهکارانه عمل کنید، بلکه با فروتنی عمل میکنید.
همه چیز یا هر چیزی که دیگران میگویند، خوب است. نیازی به توضیح یا دفاع از خود یا منطقی بودن نیست. شما قادر به یادگیری هستید. این شیوه ابراز وجود اغلب با اعتماد به نفس اشتباه گرفته میشود؛ در این روش، شجاعت، واقعی است و از تمام و کمال بودن حاصل میشود؛ تمامیت یک عنصر بسیار مهم برای داشتن یک زندگی عالی است.